|
علی فلش و دوستان |
|
|
2 تا شماره میدم هر کاری دوس داشید باشون بکنید: 09371170647 09361391710
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٧ساعت ٢:۳۱ ب.ظ توسط علی فلش نظر ندی تو دهنت خورده !()
واسه اشکان جون!!!! اگر آسمان چشمان من امشب اشکباران است خیالی نیست ، اگر فاصله بین من و تو به وسعت روزگاران است خیالی نیست . مرا همین بس که عشقت در چارچوب ویران وجودم پنهان است . داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسان ها فنا میشوند ، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند .
+ نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٧ساعت ٢:٠٦ ب.ظ توسط علی فلش نظر ندی تو دهنت خورده !()
چه عجب داداشی یه یادی از ما کردی من گفتم لابد مارو یادت رفته!!! سلام بالاخره اون فردایی که گفتم میام اپ میکنم(همون سه سال پیش) اومدم بالاخره....چه جمله بندیی به به!!!! میخوام یه فرهنگ اصطلاحات بنویسم........... بله چاقی: کلمه ای معادل یارو، آدم بی خاصیت چوقیدن: رفتن، آمدن، گفتن، دیدن، خرج کردن بستگی به ذوق و سلیقتونو موقعیت داره مثال:اعصاب مارو چوقیدی، چوق کن اینجا، این رو بچوق چی:کلوچه خز:دمده، جوات. مثال: لباست رو خز رفتی! ذاغارت: هم مثبته هم منفی خفن ستم:آدمی که زیاد گیر میده صنمی باهم نداریم: رجوع شود به تریپی با هم نداریم. حالا نمیخواد رجوع کنید خودم میگم:رفاقتی با هم نداریم، در مواقعی استفاده میشه که کسی بخواد الکی خودشو دوستو آشنا جا بزنه و سو استفاده کنه! فعلن دیگه ما بریم جواب این کنکور بی پدر مادر........... نیومده ما مردیم بابا از استرس(آره جون عمت!) با اجازه شما!!! اشکان x:

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٧ساعت ۱٢:٢٦ ب.ظ توسط علی فلش نظر ندی تو دهنت خورده !()
آخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی کنکورو دادم راحت شدم. اما الان حوصله ندارم فردا میام یه چیز توپ مینویسم...
+ نوشته شده در شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٧ساعت ٧:٥٦ ب.ظ توسط علی فلش نظر ندی تو دهنت خورده !()
سلام من نیستم چون کنکور دارم راستی اشکان من میدونمو تو خوب من گریه میکنما !!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٧ساعت ٧:٥٩ ب.ظ توسط علی فلش نظر ندی تو دهنت خورده !()
البت بلا نسبت همه شما (دیوونه رو میگه!) راجع به پرانتزیه قبلا یه توضیح ناقصی داده بودم! داستان از اونجایی شروع میشه که: الاغ در روستای سرسبزو کوچک، کنار درخت بزرگ گیلاس به خواب رفته بود که با صدای بلند و نکره و (بوق پخش کنید اینجارو حرفهای رکیکی ردو بدل داره میشه) خب با صدای بلند کلاغ سیاه از خواب بیدار میشه. خر به آسمان نگاه کرد و چیزی ندید. به زمین نگاه کرد بازم چیزی ندید. با این حال گفت: عرعرعر، کی بود منو از خواب بیدار کرد؟ صدای قهقهه(زهرمار)ی کلاغ توجه الاغو به شاخه های بالایی درخت جلب کرد. الاغ تا چشمش به کلاغ افتاد گفت: بی ادب، بی شخصیت (بییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییب) فکر کردی صدات خیلی قشنگه سیاه؟ زشت چند روز بعد الاغ داشت از بالای تپه رد میشد و زیر لب شعری زمزمه میکرد: عرعرعر، بچه خر، توی بقل، میکند تر، شلوارشو*،بگیرو ببر، بشورو بخر، یه پیرن زر که ناگهان چشمش به کلاغ افتاد. کلاغ روی شاخه ای خواب بود. او (الاغ) که به دنبال لحظه ای برای تلافی میگشت، همونجا شروع کرد به عرعر کردن. صدای الاغ توی کوهستان میپیچید.(چه شود) اون روز کلاغ از خواب پرید ولی این تلافی فکری تازه به ذهن الاغ انداخت. الاغ فردای /آن روز یا نیدونم فک کنم پس فرداش بود، از طریق مرز به طور غیر مجاز به خارج رفت و اتاقی برای ضبط اجاره کرد و اولین آلبوم خودشو بیرون داد! قصه ما بسر رسید کلاغرو نفهمیدیم چی شد! *: از کی تا حالا بچه خر شلوار میپوشه؟ (از همون وقتی که تو داستان نویس شدی!!!) این پرانتزه خیلی بی ادبه...
+ نوشته شده در پنجشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٧ساعت ۱۱:٢٩ ق.ظ توسط علی فلش نظر ندی تو دهنت خورده !()
مرد، کنار مغازه گل فروشی ایستاد تا دسته گلی را برای مادرش که دو هزار مایل دور از او زندگی می کرد سفارش دهد و از طریق پست بفرستد. لحظه ای که از ماشینش پیاده شد توجهش به دخترکی جلب شد که گوشه ای نشسته بود و زار زار گریه می کرد. مرد از او پرسید چه شده و دخترک جواب داد: من خواستم یک شاخه رز قرمزی را برای مادرم بخرم اما فقط هفتاد و پنج سنت دارم و آن شاخه گل،دو دلار است. مرد لبخندی زد و گفت :با من بیا ،من برایت می خرم او برای دخترک شاخه گل رز را خرید و دسته گل مادرش را نیز سفارش داد. وقتی آنها از هم جدا می شدند،مرد پیشنهاد کرد دخترک را برساند دخترک گفت:بله ،لطفا .شما می توانید مرا نزد مادرم برسانید؟ دخترک، مرد را به سمت گورستان راهنمایی کرد، جایی که شاخه گل را روی قبری که خاکش تازه بود،گذاشت. مرد به مغازه گلفروشی برگشت ،سفارش خود را لغو کرد و دسته گل را گرفت و دو هزار مایل مسافت خانه مادرش را در پیش گرفت.
+ نوشته شده در سهشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٧ساعت ٧:٥٠ ب.ظ توسط علی فلش نظر ندی تو دهنت خورده !()
(بچه مرد باش مامانی یعنی چی !!!!!!!!!!!!!!) مادر عزیزم دوست دارم علی جونت فرزند دسته گلت (زیاد خودتو تحویل میگیری بچه!) این پرانتزیه آشنامونه شما خودتونو ناراحت نکنید. من خیلی عجله دارم با اجازه.....................
+ نوشته شده در سهشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٧ساعت ٥:٠٦ ب.ظ توسط علی فلش نظر ندی تو دهنت خورده !()